پوپولیسم یا توده گری به هر مقوله ای اطلاق می گردد که به شدت عامیانه باشد که نتیجه آن اصولاً باعث تحریک احساسات یک گروه و یا حتی یک جامعه می شود.
بر خلاف دموکراسی که یک حرکت جمعی بر مبنای حقوقی است ، در پوپولیسم این حرکت جمعی و توده ای در قالبی غیر حقوقی صورت می گیرد.این قالب ممکن است حرکتی غیر قانونی نظیر اعتراضات خیابانی و امثال مشابه آن است.
با نگاهی اجمالی به حوادث پس از انتخابات و جریان شناسی آن می توان به راحتی رگه های این جریان را در کشور دید.اما ابتدا کمی به قبل از انتخابات برمی گردیم و نگاهی به ژست های انتخاباتی میر حسین موسوی می اندازیم.
در پوپولیسم رکن اصلی ، برانگیختن احساسات توده مردم است که بر مبنای استفاده از نمادهای عامه پسند صورت می گیرد.نقش این نمادها که می تواند در قالب کلمات ، شخصیت های مطرح و محبوب و دیگر نمادهایی که غالب مردم در یک جامعه به آن اعتقاد دارند ، مانند نمادهای دینی ، ظاهر شود.
میر حسین موسوی ابتدا با پارچه سبز که در جامعه ما نماد رنگ ائمه است وارد میدان شد.نمادی که می توانست احساسات گروهی از مردم که عرق و اعتقاد خاصی نسبت به این گونه نمادها دارند را برانگیزد و میر حسین را نزد آنان به مثابه فردی که می خواهد به عدل و شیوه حکومت داری ائمه بازگردد ، تصویر کند.
اما میر حسین تنها به مانور دادن بر روی این دسته از مردم بسنده نکرد و با کلماتی چون آزادی بیان و اندیشه ، دموکراسی ، گفتگو با قدرتهای غربی از جمله آمریکا ، بی توجهی یا کم توجهی به فلسطین و لبنان که عموماً گروه های داخلی مخالف نظام و جوانانی که مخالف وضعیت انقلابی موجود بودند را مجذوب می کرد ، مسیر و توجه آنها را به سمت خود تغییر داد.
موسوی با این نماد ها پا به عرصه رقابت گذاشت و تا حدودی موفق شد سنگر محکمی در میان این دسته از جامعه بنا بگذارد.میر حسین اما در انتخابات شکست سنگینی خورد و می دانست اگر نتیجه انتخابات را قبول کند ضمن اینکه از صحنه سیاسی حذف خواهد شد ، نمی توانست اهداف بلند پروازانه اربابان اپوزیسون خود در خارج کشور را به مرحله عمل و تکامل برساند.
به همین دلیل میر حسین ، با توجه به رای 13 میلیونی که پشتوانه مناسبی قلمداد می شد و نمادهای به شدت عامیانه و البته علم کردن دلیلی موجه برای طرفداران خود (تقلب در انتخابات) و علم به موضوع که طرفدارانش کورکورانه از وی حمایت می کنند ، زمینه را برای راه اندازی جریان پوپولیست مناسب دید و جمع بندی تمام دلایل فوق الذکر و نوشخوار کردن کورکورانه آنها توسط طرفدارن موسوی آغاز این جریان توده ای و غیر قانونی بود.
در این میان با تزریق منافقین مسلح توسط اپوزیسیون خارجی و دولت های غربی در میان این توده که مانند یک کاتالیزور عمل می کرد ، هرچه بیشتر به ملتهب کردن اوضاع می انجامید.
شرایط در روزهای ابتدایی پس از انتخابات سخت به نظر می رسید ، اما با درایت رهبر معظم انقلاب و سخنرانی ایشان در آن نماز جمعه با شکوه به سرعت بخش بزرگی از این توده که همچنان خود را پایبند به نظام میدانستند از این تکه جدا شدند و به همین دلیل پایگاه عمومی خود را ازدست دادند.
این روند با فاصله گرفتن از انتخابات بسیار سرعت بخشید ، زیرا یکی از ویژگی های پوپولیسم که با تحریک احساسات عامه مردم حیات می گیرد این است که با گذر زمان و پی بردن به حقیقت و رنگ باختن ماهیت اصلی آن نمادها توسط آن توده که در ابتدا پیرو این جریان بوده اند ، این جریان نیز به همان نسبت مقبولیت خود را از دست می دهد که توخالی بودن هسته های فکری این مکتب عموماً دلیل اصلی کاهش اقبال عمومی جریانی است که بر اساس پوپولیست شکل گرفته است.
به همین دلیل با گذر زمان ، در روز قدس شاهد کاهش چشمگیر طرفداران آن بودیم و در 13 آبان نیز تقریبا چیزی از آن باقی نمانده بود.آن جمعیت سبزی هم که در 13 آبان آمده بودند در واقع همان گروه های مخالف نظام جمهوری اسلامی ایران هستند که پس از "الک" شدن و جداشدن از عموم مردم ، باقی مانده اند که این گروه باقی مانده دیگر پس مانده های آن جریان پوپولیستی که بر مبنای احساسات عامیانه دست به تظاهرات می زدند ، نیستند ، زیرا آنها با عبور از میر حسین موسوی ، از جمله تمکین نکردن به بیانیه های موسوی مانند عدم اغتشاش در دانشگاهها ، نشان دادند که این گروه باقی مانده تنها به فکر براندازی نظام هستند که عموماً چنین پس مانده هایی پس از جربانی که بر اساس پوپولیست شکل می گیرد ، وجود دارند.
در پایان ذکر این نکته ضروری است که پوپولیسم تنها به عنوان یک بازوی قدرتمند در حوادث پس از انتخابات برای غایت و هدف نهایی که همان انقلاب مخملی است ، عمل کرد.
